X
تبلیغات
سکه 24
شعور ناشناخته
  
 مطالعه و تحقیق در ارتباط با موجودات هوشمند غیر بشری از دیدگاه وحی ، علم و مستندات واقعی
 
آرشیو
موضوع بندی
 
1393,08,07
قرآن و سیارات



إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْکَوَاکِبِ/سوره ۳۷: الصافات -6


ما آسمان دنیا(نزدیک/پائین) را با کواکب تزیین کردیم.


وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِی السَّمَاء بُرُوجًا وَزَیَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِینَ/ سوره ۱۵: الحجر -16


ما در آسمان برجهائی قرار دادیم، و آنرا برای بینندگان تزیین کردیم.

 

مقدمه

 

آیا تا بحال با خود اندیشیده اید که  در متن عربی قرآن، سخنی از سیارات به میان آمده است یا خیر؟

 

آیا تا بحال از خود پرسیده اید که چرا در ترجمه ی قرآن توسط مترجمین، از سیارات سخنی به میان نیامده 


است؟

 

اگر در قرآن لفظ سیارات بکار رفته، کدام لغت عربی حامل این پیام بوده است؟

 

و چرا مترجمین قرآن، به آن نپرداخته اند؟ و اگر پرداخته اند چرا عمومیت نیافته است؟

 

و چرا رای و نظر ایشان(مترجمین) در ادراک معنی سیارات صریح و قاطع نبوده است؟

 

لغات سماوی


أَفَلَمْ یَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنَاهَا وَزَیَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ /سوره ۵۰: ق -6


آیا آنها به آسمانی که بالای سرشان است نگاه نکردند که چگونه ما آنرا بنا کرده ‏ایم ؟ و چگونه به وسیله(اجرام سماوی) زینت بخشیده ‏ایم ؟ و هیچ شکاف و خللی در آن نیست!



اگر الْنُّجُوم، ستارگان اند و الْقَمَر، ماه است و الْأَرْض، زمین است و شُهُبًا یا شِهَابًا، شهاب است و مَصَابِیح یا


الشَّمْس و یا سِرَاجًا وَهَّاجًا، خورشید است؛ پس جایگاه سیارات که در کنار ستارگان، زینت بخش آسمان است، در 



تعاریف قرآن چیست و کجاست؟


همانطور که می دانیم، زینت یافتن آسمان به الْنُّجُوم/ بِمَصَابِیح ( که در تعریف واقعی علم کیهان شناسی، همان


الشَّمْس یا خورشید در هر منظومه ی سماوی ست)، در آیات زیر تصریح شده است:


فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَى فِی کُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ


وَحِفْظًا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ /سوره ۴۱: فصلت – 12


در این هنگام آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفرید، و آنچه را می‏خواست در هر آسمانی مقدر فرمود، و 


آسمان پائین را با چراغهای (ستارگان) زینت بخشیدیم و (با شهابها) از استراق سمع شیاطین حفظ کردیم، این 


است تقدیر خداوند دانا.


وَلَقَدْ زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّیَاطِینِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِیرِ

سوره ۶۷: الملک – 5


و در حقیقت آسمان دنیا را با چراغهای (ستارگان) پرفروغی زینت بخشیدیم، و آنها (شهب) را تیرهائی برای 


شیاطین قرار دادیم و برای آنان عذاب دوزخ فراهم ساختیم.


در مزین بودن آسمان شب زمین و یا مزین بودن پهنه ی آسمان کیهان در خارج از جو زمین به ستارگان/ بِمَصَابِیحَ ،


تردیدی نیست. هر فردی با چشم مسلح و یا غیر مسلح، می تواند فروغ زینت بخش ستارگان/بِمَصَابِیحَ را در آسمان شب زمین ، به نظاره نشیند.


حضور لغت بِمَصَابِیحَ در کنار لغات سَمَاء ، السَّمَاء الدُّنْیَا ، سَبْعَ سَمَاوَاتٍ ، ما را راهنمائی می نماید که سیاق


آیات و معانی کلمات، در خصوص اجرام سماوی است. فلذا در تعریف معنی لغت بِمَصَابِیحَ به الشَّمْس و الْنُّجُوم اختلافی 


بین مترجمین قرآنی نیست. و دانشمندان و اولی الالباب کیهان شناس نیز در غایت، هم معنی و مترادف بودن لغات فوق را 


می پذیرند. چرا که امروزه در کتب دانش آموزی نیز، این مطلب به چشم می خورد که ستارگان آسمانی که در دل شب می 


درخشند، و در روز بدلیل کم فروغ بودنشان، قابل رویت (با چشم غیر مسلح ) نیستند، هر کدام خورشیدی عظیم هستند


که سیارات خود را نور افشانی می نمایند.


در جمع بندی چهار مقاله ی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْض آوردیم که هدف آیات، از طرح لغت السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْض، کلونی


های منظومه ای بوده و در آنجا تعریف خورشید ، اشکال سیارات و اقمار را در کلونی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْض بررسی کردیم.



اگر آسمان شب زمین به ستارگان / بِمَصَابِیحَ مزین است ، مسلما می دانیم که حضور زینت بخش سیارات نیز نگین این 


تزئین شبانه ی زمین می باشند. پس آیا آیات وحی به حضور زینت بخش سیارات نیز توجه داده است؟!


اگر چنین است، کلمه ی سیارات را در کدام آیات الهی قرآن مجید باید جستجو کرد؟ و کدام لغات قرآنی، سیارات زینت بخش


آسمان را همچون ستارگان (الْنُّجُوم/ بِمَصَابِیحَ ) به ذهن متبادر می سازد.


الْکَوَاکِب/الْبُرُوج


إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْکَوَاکِبِ/سوره ۳۷: الصافات -6


ما آسمان دنیا(نزدیک/پائین) را با کواکب تزیین کردیم.

 

وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِی السَّمَاء بُرُوجًا وَزَیَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِینَ/ سوره ۱۵: الحجر -16


ما در آسمان برجهائی قرار دادیم، و آنرا برای بینندگان تزیین کردیم.


ترجمه ی لغت بِمَصَابِیح و الْکَوَاکِب یکسان نخواهد بود. همانطور که معنی الْنُّجُوم و الْبُرُوج یکسان نیست! و


معانی الشَّمْس و الْقَمَر متفاوت است!


تعریف لغت الْنُّجُوم و بِمَصَابِیح، همسان و بمعنی  الشَّمْس  یا خورشید است همانطور که خورشید با لغت سِرَاجًا


وَهَّاجًا متمایز گشته و این مطلب در مجامع مترجمین قرآنی، قرن هاست که پذیرفته شده است.


لکن معنی و تعریف لغات الْکَوَاکِب/الْبُرُوج  ، که این اجرام نیز از منظر قرآن، زینت بخش آسمان هستند، چیست؟!


حتما راسخون فی العلم می پذیرند که الْکَوَاکِب/الْبُرُوج،  ترجمه ی یکسانی با  الْنُّجُوم و بِمَصَابِیحَ ندارند. گرچه


ترجمه ی تحت اللفظی ستاره برای الْکَوَاکِب قرنهاست بکار رفته،(همچون ترکیب ستاره ی دنباله دار که همگان می


دانند که هیچ دنباله داری در منظومه ی شمسی، ستاره نیست!) شاید وقت آن باشد که با توجه به پیشرفت روز افزون 


علوم، در ترجمه ی این لغات نیز ارزیابی مجدد و بازنگری صورت پذیرد. 


دلایل این اختلاف معانی را در ادامه ی مبحث ذیل پیگیری فرمائید.


اگر الْنُّجُوم و بِمَصَابِیح  بمعنی  الشَّمْس  یا خورشید است ، آیا می توان پذیرفت که  الْکَوَاکِب/الْبُرُوج  نیز در 


بردارنده ی معنی سیارات باشند؟

 


در این مقاله، برای اولین بار به صورت خاص به نام تخصصی سیارات در قرآن کریم خواهیم پرداخت! و کلمه ی


سیارات را گزینه ای مناسب جهت تعریف معنی الْکَوَاکِب و الْبُرُوج ، معرفی، ترجمه و پیشنهاد می نمائیم

 


الْکَوَاکِب


در قرآن کریم لفظ با ریشه ی کوکب، پنج بار در آیات آمده است:


-فلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَى کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِینَ/سوره ۶: الأنعام - 76


هنگامی که (تاریکی) شب او را پوشانید کوکبی مشاهده کرد گفت: این خدای من است ؟ اما هنگامی که غروب

 

کرد گفت غروب کنندگان را دوست ندارم.



إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یَا أَبتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ

سوره ۱۲: یوسف - 4

(بخاطر آر) هنگامی را که یوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب دیدم یازدهکَوْکَب و خورشید و ماه در برابرم سجده می‏کنند! 



اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ


کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ...سوره ۲۴: النور - 35


خداوند نور السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ است، مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پر فروغ)


باشد، آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده همچون یک کَوْکَبٌ...


إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْکَوَاکِبِ/سوره ۳۷: الصافات -6


ما آسمان دنیا(نزدیک/پائین) را با کواکب تزیین کردیم.

 


وَإِذَا الْکَوَاکِبُ انتَثَرَتْ/سوره ۸۲: الإنفطار -2


و آن زمان که الْکَوَاکِبُ پراکنده شود و فرو ریزند


الْکَوَاکِب کد کلمه ای دقیق در قرآن کریم است که می توان معنی آنرا به سیارات  قابل فهم کیهان شناسی امروز ترجمه کرد.


إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْکَوَاکِبِ/سوره ۳۷: الصافات -6


ما آسمان دنیا(نزدیک/پائین) را با کواکب تزیین کردیم.

 

آنچه ما را مطمئن می سازد که کَوْکَب باید جرم و شییء سماوی باشد، وجود این لغت در کنار سایر اجرام آسمانی در قرآن مجید است.

 

آیات الهی دارای مهندسی دقیق و خطا ناپذیری ست که چنانچه با تدقیق به آن نگریسته شود و با عقل و


منطق صحیح پویش گردد، مسلما غواص زیرک و کاردان با دستی پر از مروارید فهم به ساحل علم و یقین باز 


خواهد گشت.

 

بررسی آیات

 

هدف ما در این مجال، تعیین معنی صحیح لغات مورد بحث با استناد به آیات و استخراج ترجمه ای قاطع با توجه به نشان ها و 


اشاره های صرفا قرآنی با نیم نگاهی به دسترسی علوم و درک امروزی بشر از سایر نشانه های الهی در کیهان است.


مناظره ی ابراهیم خلیل الله (ع)


فلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَى کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِینَ/سوره ۶: الأنعام - 76


هنگامی که (تاریکی) شب او را پوشانید کوکبی مشاهده کرد گفت: این خدای من است ؟ اما هنگامی که غروب

 

کرد گفت غروب کنندگان را دوست ندارم.


در مناظره ی حضرت ابراهیم (ع) با قومش، ایشان به طلوع جرمی سماوی بلافاصله پس از پوشش شب/ فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ


اللَّیْلُ اشاره می فرماید و پس از آن نیز به ذکر افول آن می پردازد .



چرا از دیدگاه ماکوْکَبًا در آیه ی فوق اشاره به سیاره دارد و نه ستاره؟! دلایل امان در این خصوص چیست؟

-          همه ی منجمین می دانند که بلافاصله پس از پوشش اولیه شب ، چنانچه سیاره ای با قدر نورانیت بالا در آسمان حضور داشته باشد، گوی سبقت در رویت را از همه ی ستارگان می رباید.

-          سیاره ی زهره با 4.6- :magnitude درخشان ترین جرم سماوی پس از خورشید و ماه است. در حالیکه پرنورترین ستاره ی آسمان، ستاره ی شباهنگ با قدر ظاهری 1.9- میباشد.

-          فاصله ی ظهور و افول سیارات خاص با زمان کمتری نسبت به ستارگان رخ می دهد.

-         سیاراتی همچون بهرام ، ناهید و مشتری در افکار خرافی مشرکین و کفار اعصار گذشته، از اهمیت بسزایی برخوردار بودند و در الهه گری مشهور شناخته و ثبت شده اند!

-          در بین ستارگان و سیارات آسمان شب زمین، ناهید با قدر ظاهری 4.6 - پیشتاز سایرین است. بطوریکه حتی اهله ی آن برای برخی چشمان تیز بین قابل رصد می باشد.

 

آیا طلوع و افول سیاره ی زهره /ونوس/ناهید/ایشتار/آناهید/آفرودیت/آناهیتا و روشنائی آن، حتی در غروب آسمان امروز، 


همان ترتیب مناسبی را ندارد  که ابراهیم(ع) به آن استدلال فرماید؟

 

سیاره ی زهره یکی از سیاراتی است که می‌توان آن را به آسانی در آسمان شب یافت.

 

سیاره ی زهره گاهی 'ستاره ی شام' یا ستاره ی شامگاهی نیز نامیده می‌شود. بدین جهت ستاره ی شامگاهی معرفی


شده است که بلافاصله پس از جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ قابل رویت می باشد. نحوه ی طلوع و افول و نیز روشنایی خیره کننده ی


آناهید و نیز داستانهای خرافی در خصوص الهه بودن این سیاره، آیا آنرا گزینه ای مناسب جهت انطباق آن باکَوْکَب آیه ی 72 سوره ی انعام نمی نماید؟!:


فلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَى کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِینَ/سوره ۶: الأنعام - 76


هنگامی که (تاریکی) شب او را پوشانید کوکبی مشاهده کرد گفت: این خدای من است ؟ اما هنگامی که


غروب کرد گفت غروب کنندگان را دوست ندارم. سوره ۶: الأنعام -77 الی 79


 ( قدر/نورانیت ظاهریَکوْکَب ونوس: 4.6 - )


بیشترین فاصله زاویه ای زهره با خورشید یا همان بیشترین کشیدگی، به 46 درجه می رسد. بهمین دلیل حداکثر سه 


ساعت قبل از طلوع در سمت راست خورشید(از دید زمینیان) و یا تا سه ساعت بعد از غروب در سمت چپ خورشید، قابل 


مشاهده است .


لذا زمان زیادی جهت انتظار افول آن (فَلَمَّا أَفَلَ)برای نبی گرامی اسلام حضرت ابراهیم (ع) سپری نشد تا استدلال خود را به کرسی عقول بنشاند.


فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا..../و چون ماه را در حال طلوع دید ( قدر/نورانیت ظاهری الْقَمَر: 13- )


فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً.../پس چون خورشید را برآمده دید ( قدر/نورانیت ظاهری الشَّمْس: 26.8- )


إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیفًا.../من از روى اخلاص پاکدلانه روى خود را به


سوى کسى گردانیدم که  السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ را پدید آورده است .


در سیاق آیات و نیز سیر مشاهدات پیامبر حنیف، ابراهیم خلیل الله(ع)، ملاحظه می شود که ابتدا اجزاء منظومه ای غیر از


زمین، جداگانه بیان می شوند و در نهایت کلونی منظومه ای با ذکر السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ طرح شده است.


چرا سیاره ای شاخص و نه ستارگان؟!

 

آنچه بدیهی به نظر می رسد اینکه، نبی گرانقدر اسلام حضرت ابراهیم (ع) جهت مهاجه با مشرکین و کفار معاصر خود،  به 


سیاره ای پرنور اشاره داشته است و نه ستارگان، چرا که:

 


-           فراوانی ستارگان آسمان شب مانع از آن بود که ایشان دلیل و حجت خود را بصورت متمرکز به مردم تفهیم نماید! و مردم در تشخیص اله فرضی، دچار تردید، پراکندگی و اختلاف می شدند. لذا خورشید، ماه و ناهید برترین گزینه ها بودند.


-         بعنوان مثال اگر نبی حنیف یکی از ستارگان را انتخاب می کرد که سایر ستارگان از نظر قدر ظاهری به آن شباهت داشت، در خاتمه ی رصد، شیطنت مشرکین مانع از تحقق کلام حق می گردید. و فرضا در هنگام افول آن ستاره ی مفروض ، افراد با اشاره به ستارگان مشابه، در افول تشکیک می کردند. لذا خاص بودن سیاره ی آناهید مانع از اینگونه دغل کاریهای مشرکین بود. ضمن اینکه فاصله ی ظهور و افول آن نیز برتری جهت انتخاب، به حساب می آمد.


-          الوهیت برای آن همه ستاره غیر ممکن می نمود و قاعدتا مردم خرافه پرست و مشرک، تعدادی از ستارگان و یا سیارات درخشان را برای تحمیل الوهیت و ظلم خود انتخاب می کردند. که آناهید از این نظر نیز کاندیدای مناسبی جهت انتخاب نبی (ع) است!


-          گردش زمین حول محور خود و پدیدار شدن ستارگان در افق و حرکت و امتداد بلند مدت ظهور و افول ستارگان در گنبد آسمان، آنها را متناسب استدلال نبی حنیف نمی نماید. در صورتیکه سیارات خاص در این خصوص از برتری برخوردارند.  و ظهور و افول آنها کوتاه است. و ابراهیم (ع) نیز مناظره ی خود را با کوکب آغاز فرموده است. و َکوْکَب ونوس یا سیاره ی آناهیتا/ایشتار/آفرودیت با بازه ی طلوع و افول حداکثر سه ساعته و قدر/نورانیت ظاهری: 4.6 – بهترین گزینه ی انتخاب می توانست باشد.


-          آیه، براحتی می توانست از کلمه النجم بصورت مفرد جهت القاء منظور خود از ستارگان سخن به میان آورد. چرا که این کتاب از لسان ناس، بشر را جهت انذار بهره مند می سازد، کما اینکه در قرآن شاهدی بر استفاده ی آن وجود دارد:


النَّجْمُ الثَّاقِبُ/سوره ۸۶: الطارق – 3

همان ستاره ی درخشان و شکافنده تاریکیها.


-          در آیه ی 76 سوره ی انعام  کَوْکَبًا بصورت مفرد بیان می گردد، که مشخص می کند منظور، یک شیی سماوی خاص، متفاوت از النَّجْم مد نظر است و نه ستاره ای از کثیر ستارگان!


از طرفی، سیاراتی که در آسمان درخشان تر بوده و ضمنا هر شب در طلوع و افول شرکت دارند، و مدت طلوع و افول آن کوتاه 


بوده و دارای سوابق روشن خزافه گری هستند، مسلما گزینه مناسب تری برای اذهان عموم جهت استدلال می باشند. 


سیاره ای که هنگام غروب خورشید در مغرب دیده می شود. سیاره ای درخشان که بیش از هر سیاره دیگر ، به زمین نزدیک


می شود، سیاره ای که در روشنترین حالت ، پس از ماه ، درخشنده‌ترین جرم آسمان شب باشد.



 

سایر سیارات منظومه ی شمسی از روشنائی و پریود زمانی زهره، جهت طلوع و افول برخوردار نیستند.  و آیات، صحت


برداشت ما را تایید می نماید. سیاره ی زهره حتی در روشنائی آسمان نیز برای مردم  قابل رویت است ! و اهله ی آن برای 


افراد تیزبین قابل تشخیص است. لاجرم سیاره ی زهره/ناهید/ونوس در نیمکره ی شمالی در این خصوص کاندیدای مناسبی


است که ابراهیم ع به آن جهت فهم همگان استدلال فرماید.


 


البته باید به خاطر داشت که این سیاره در باور های مختلف نقش خرافی اله گری را از یونان تا ایران به عهده گرفته است.

 

ایرانیان در زمان هخامنشیان، خدای مونث آناهیتا (ایزد باروری و آبها) را با این سیاره مرتبط می‌دانستند که در پارسی 


میانه، به اَناهید و در فارسی امروزی به ناهید تغییر یافته‌ است. نام لاتین این سیاره، ونوس، برگرفته از نام خدای 


رومی عشق و زیبایی است. در یونان باستان، نام خدای آفرودیته بر آن نهاده شد.

 


این سیاره در فارسی بیدخت و بیلفت نیز نامیده می‌شد. و واژه بیدُخت در شکل کهن‌تر خود بَغدخت و به معنای


«دختر خدا» بوده ‌است.

 

در هر حال مشرکین و کفار، اعتقاداتی خرافی نسبت به سیارات و سیاره ی آناهید داشته اند که رسول گرامی و


حنیف، ابراهیم خلیل الرحمن(ع) با مثال آوردن کَوْکَب مربوطه، عقول ایشان را متنبه و به پذیرفتن حق دعوت می


دهد! و در این راه بهترین ترجمه برای لغت کَوْکَب، همان سیاره می باشد.


رویای یوسف (ع)

 

آیه ی بعدی که مورد بررسی قرار می گیرد رویت خواب حضرت یوسف است که در شرح خواب، برای پدر بزرگوارشان حضرت 


یعقوب (ع)، با کنار هم قرار دادن اجزاء منظومه ی شمسی/بخوانید خانواده-  بار دیگر به درستی فرضیه ی ما در خصوص


سیاره بودن معنی کَوْکَب ، دلالت دارد:


إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یَا أَبتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ

سوره ۱۲: یوسف - 4

(بخاطر آر) هنگامی را که یوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب دیدم یازدهکَوْکَب و خورشید و ماه در برابرم سجده می ‏کنند! 

 

برادران حضرت یوسف (ع) از جنس یوسف(ع) هستند که در نهایت تسلیم امر و قدرت الهی شده و فضل و برتری خداداد 


یوسف (ع) را می پذیرند.


اگر زمین را یوسف فرض نمائیم مسلما زمین، یک سیاره و مدور پیرامون خاستگاه خود الشَّمْس به اتفاق سایر برادرانش 


(بخوانید سایر سیارات ) است.

 

در این تعبیر نیز به هر حال برادران یوسف، تداعی کننده ی أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا از جنس کَوْکَب  اصلی، یُوسُف (ع) 


می باشند که دارای سنخیت است.


در آیه براحتی می توانست کلمه النَّجْم جایگزین کَوْکَبًا شود، ولی مسلما در یک کلونی منظومه ای مانند خاندان حضرت 


یعقوب ع، فرزندان خورشید/بخوانید یعقوب ع، سیارات/بخوانید برادران یوسف هستند و نه ستارگان!



پس کَوْکَب معنائی متفاوت از  الْنُّجُوم/ بِمَصَابِیحَ یا الشَّمْس و یا سِرَاجًا وَهَّاجًا و در کل خورشید یا ستارگان


خواهد یافت. و بهترین ترجمه برای لغت کَوْکَب همان سیاره است که این آیه نیز بر صحت ترجمه ی ما تاکید دارد.


اگر الشَّمْسَ وَالْقَمَر  را والدین برادران یوسف ع  تعبیر نمائیم، مسلما برادران یوسف همان أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا تعبیر


می شوند که ترجمه ای غیر از سیارات پیرامون خواستگاه خود، الشَّمْس را نخواهند یافت. و این سیارات، همجنس


کَوْکَب اصلی، برادرشان یوسف (ع)، خواهند بود. و همگی یک خانواده ی منظومه ای را شکل می دهند همچون منظومه 


ی شمسی ما! 

در آیه فوق بهترین ترجمه برای معنی لغت کَوْکَب همان سیاره مشاهده می شود و نه ستاره !


سایر آیات


و اما آیات دیگری نیز در قرآن درخصوص قریب به ذهن نمودن کَوْکَب به سیارات، جهت استدلال موجود است که در ذیل به 


آن می پردازیم.


همچنان که در آیه ی زیر نیز ارتباطی بین السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وکَوْکَب مشاهده می شود:



اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ


کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ...سوره ۲۴: النور - 35


خداوند نور السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ است، مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پر فروغ)


باشد، آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده همچون یک کَوْکَبٌ...


آنچه مسلم است ارتباط تنگاتنگی بین  السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ اگر بپذیریم بعنوان کلونی و یا منظومه ی شمسی و اجزاء منظومه ای آن از قبیل :


الشَّمْسَ


 الْقَمَرَ


الْکَوَاکِبِ است.

ادامه دارد...


اللَّهُ نُور منظومه های شمسی  است و مثل نور الهی همچون نوری است که از خورشید  یا منشاء خود تابیدن می گیرد و 


تمام اشیاء پیرامونی خود را روشن می کند. الله تعالی را نمی توان دید لکن زمانی که زمین و ماه و سایر سیارات را مشاهده 


می نمائیم متوجه منشائ نور که خورشید است می شویم و می فهمیم که اگر گسیل نور از منشاء خورشیدی نباشد ظلمت


تمام اقمار و سیارات را فرا می گیرد لذا اله یکتا به زیبائی منور شدن سیارات از نور عالم تاب خود را به معنی کَوْکَب


تعبیر فرموده است. و درخشانی کَوْکَب صرفا از منشاء نورانی ست، چراکه سیارات از خود نوری ندارند و از منشاء نورانی


خود الْنُّجُوم/ بِمَصَابِیحَ یا الشَّمْس و یا سِرَاجًا وَهَّاجًا نور دریافت می دارند، پس کَوْکَب یا سیاره نامیده می


شوند. و چه زیبا تعبیر اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ بکار رفته است که این منظومه ی سیاره ای


حاویکَوْکَب می باشد. و کَوْکَب یا سیاره یکی از اجزاء دریافت کننده نور در دل السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْض است . در آیات


فوق نیز ترجمه ی سیاره برای کَوْکَب دلنشین و دلپذیر است.

 

در آیه ی زیر مطلب جالبی ذکر می شود که آسمانها و زمین از یکدیگر باز شده اند و سپس حیات در آن بوسیله ی

 


آب تکوین یافته است:


أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ


حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ/سوره ۲۱: الأنبیاء -30


آیا کافران ندیدند که  السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ به هم پیوسته بودند و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم، و هر چیز زنده ‏ای را از آب قرار دادیم، آیا ایمان نمی‏ آورند!

 


آیه ی فوق ما را یاد نظریه ی دیسکی بودن غبار اولیه ی منظومه ی شمسی می اندازد که با تحریکی از انفجار و

 

مرگ سایر ستارگان نزدیک، چرخش گرانشی ایجاد شده بر اثر ضربه ی ستاره ای، چگالی در مرکز گردش غبار منظومه


ای(خاکستر ستاره ی مرده ی قبلی) افزایش یافته و با تولد و خلقت خورشیدی مرکزی، سایر کَوْاکَب پیرامون آن متشکل


و متجزاء می گردند. و در مداری بیضوی حول خورشید مرکزی به گردش در می آیند.

 

این تحقیقات و فرضیه گذاریها اکثرا در کشورهای غربی و قاطبا کافر به دین و کتب الهی صورت پذیرفته است.


اغلب دانشمندان محقق در این کشورها معتقدند که جهان دارای خالق نبوده، بلکه امور خلقت دهری و تصادفی ست!

 

لذا خطاب آیه نیز به همین کفاری ست که الله تعالی، اذن اکتشاف و شهود این حقایق را ابتدا به ایشان داده است.

 

تا حجتی باشد در قیامت علیه ایشان!/ أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا...



فروپاشی منظومه ی شمسی


امروز تصاویر فراوانی از انهدام و تلاشی ستاره ای  در کهکشان راه شیری توسط تلسکوپ های قوی و نیز تلسکوپ هابل به 


زمین مخابره و ارسال شده است.


با یک سرچ ساده در اینترنت می توان، صدها عکس از پیکره های ستارگان مرده را نظاره کرد. مسلما چنانچه منظومه های 


ستارگان منهدم شده واجد حیات انسانی بودند، قیامت ایشان برپا شده و کارنامه ی عمل ایشان و سیارات و منظومه اشان 


مختومه گردیده است.


در آیات ذیل نحوه ی فروپاشی منظومه ای به زیبائی تمام به تصویر کشیده شده است:

 

سوره ۸۲: الإنفطار -1 الی 3


إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ/آن زمان که آسمان از هم شکافته شود.


وَإِذَا الْکَوَاکِبُ انتَثَرَتْ/و آن زمان که الْکَوَاکِبُ پراکنده شود و فرو ریزد


وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ/و آن زمان که دریاها به هم پیوسته شود.


شاید بپرسیم در آیه 2 انفطار منظور از الْکَوَاکِبُ  ، ستارگان است؟ لکن آیات 1و 2 سوره ی التکویر پاسخی روشن ارائه 


می دهد که در لحظه ی حادثه ی عظیم :


إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ/در آن هنگام که خورشید درهم پیچیده شود.


وَإِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ/و آنگاه که ستارگان همى‏ کدر شوند.


فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ/سوره ۷۷: المرسلات -8/ در آن هنگام که ستارگان محو و کدر گردند.


امروزه می دانیم که تلاشی ستاره ای در یک منظومه فرا خورشیدی، سبب فروپاشی کهکشان با صدها میلیارد ستاره 


نخواهد شد تا چه رسد به فروپاشی میلیاردها کهکشان!


بدین معنی که اگر مرگ یک ستاره در یک منظومه آغاز گردد، لزوما مرگ سایر ستارگان در سایر منظومه ها اتفاق نخواهد 


افتاد. همانطور که چنانچه انسانی بمیرد چه بر اثر سکته قلبی و یا هر عارضه ی دیگر، سایر جوامع انسانی به زندگی و 


حیات خود ادامه می دهند.


لذا از آنجا که هر کهکشان حاوی میلیاردها میلیارد ستاره است، و جهان نیز دارای میلیاردها میلیارد کهکشان است،  و


آسمان کیهانی همچنان در حال گسترش است / وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ/ سوره ۵۱: الذاریات 47/


پس چنانچه برپائی مرگ یک منظومه ی خورشیدی و یا به تعبیر قرآنی قیامت و تلاشی یک منظومه ی سیاره ای/


الْکَوَاکِبُ انتَثَرَتْ آغاز گردد، مسلما این تلاشی ستاره ای ارتباطی به انهدام سایر ستارگان و یا کل ستارگان یک 


کهکشان  نخواهد داشت. و قیامت هر منظومه ای در اشکال متفاوت و زمانهای مسمی خود رخ می دهد.لذا چنانچه استدلال 


شود که تلاشی و قیامت زمین ما سبب تلاشی کل ستارگان و کهکشانها می شود، مثل آن فرضیه ی جاهلانه ای ست که 


زمین را مرکز عالم فرض می کرد که همه ی اجرام حول زمین می چرخند و یا مورچه ای که یک قطره آب بر سرش بیفتد فکر 


کند که جهان را آب برده است.


آیات فوق به زیبائی بیان می دارد که هنگام تلاشی ستاره ی منظومه ی شمسی ما، بین ماه و خورشید جمع می گردد و نه 


بین خورشید ما و فرضا سه گانه ی قنطورس! :


وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ / سوره ۷۵: القیامة -9/ و ماه در خورشید جمع می شود.


و تمام نیروهای تعادلی کششی/ گرانشی / جاذبه ای و گسترشی / دافعه ای  و نیروی تاریک از کار باز می ایستند:( سوره ۵۲: الطور -8-7)


إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ لَوَاقِعٌ


مَا لَهُ مِن دَافِعٍ 

 

آیات قیامت (سوره ۷۵: القیامة 9- 6) اشاره دارد که ابتدا بَرِقَ الْبَصَرُ یا نور افشانی عظیمی رخ می دهد و سپس


وَخَسَفَ الْقَمَرُ پدید می آید و بعبارتی ماه و هر آنجه گیرنده ی نور خورشید است به خاموشی می گراید. و پس از آن 


احتمالا تورم ستاره ای پدید می آید که خورشید به غول سرخ مبدل شده و ماه در اثر جاذبه ی خورشیدی و یا سیاهچاله ای


می شکافداقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ(سوره ۵۴: القمر -1) و الْقَمَر   و سایر اجرام تا مرز زمین را می بلعد و در


حقیقت وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ  رخ می نماید. البته این آیات می تواند تداعی کننده ی بلعیده شدن الشَّمْس و


الْقَمَر و کل سیارات/الْکَوَاکِب در دل یک سیاهچاله نیز باشد.چرا که تداعی زمان سقوط در دل سیاهچاله تنها با کلمات


آسمانی کَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ قابل تعریف است. بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ(سوره ۵۴: القمر 46)-


وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ کَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ(سوره ۵۴: القمر 50)فَإِنَّمَا هِیَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ(سوره ۷۹: النازعات -13)


که در فرصت و مقاله ای دیگر آنرا بررسی خواهیم کرد.


اینها در پاسخ سوالی است که می پرسد یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ/ سوره ۷۵: القیامة -9


به هر حال آیات قیامت و تلاشی منظومه ی خورشید ما و سیارات پیرامونی آن، صرفا در محدوده ی منظومه ی شمسی ما


رخ می دهد و اشاره ای به انتشار این تلاشی در سایر ستارگان ندارد. چرا که از دید یک ناظر زمینی به زیبائی اشاره می


فرماید که إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ سپس وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ و پس از آن وَإِذَا الْکَوَاکِبُ انتَثَرَتْ و حالا که 


تلاشی خورشید و ماه و تعمیم آن به سیارات را توضیح داد می فرماید جو زمین کدر می شود لذا کدر شدن جو زمین با کدر


دیده شدن ستارگان برای ناظران زمین دو روی یک سکه اند/ وَإِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ و قائدتا با جوش آمدن دریاها


وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ(سوره ۵۲: الطور -6)و  بخار شدن آب اقیانوسها  با شدت هر چه تمام وَإِذَا الْبِحَارُ


سُجِّرَتْ(سوره ۸۱: التکویر -6) و حرارت شدید یافتن جو زمین و پراکنده شدن غبار فراوان در لایه های جوی فَکَانَتْ هَبَاء


مُّنبَثًّا(سوره ۵۶: الواقعة -6)آنگاه که کوهها از جا برکنده شوندوَإِذَا الْجِبَالُ نُسِفَتْ(سوره ۷۷: المرسلات -10)و بر اثر 


به حرکت درامدن کوهها وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ(سوره ۸۱: التکویر 3)آنرا روان می بینیموَتَسِیرُ الْجِبَالُ سَیْرًا(سوره


۵۲: الطور -10)و جاری شدن کوهها طوریست که سراب به نظر می آید وَسُیِّرَتِ الْجِبَالُ فَکَانَتْ سَرَابًا(سوره ۷۸: النبأ -20) 

و نهایتا تلاشی کوهها وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا(سوره ۸۱: التکویر -5)بطوریکه کوهها همچون پنبه ی زده شده به جو تزریق 


می شوندوَتَکُونُ الْجِبَالُ کَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ(سوره ۱۰۱: القارعة -5)


در آن هنگام زمین کشیده خواهد شدوَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ(سوره ۸۴: الانشقاق -3) و در صورت جمع شدن خورشید و ماه 


مسلما زمین تاب نیاورده و زمین و کوهها به درون آن جسم ثقیل مکیده می شود و در طی مسیر

 

کوبیده و قطعه قطعه می گردند، هزاران بار هولناکتر از مکیده شدن شومیکر- لوی!


 (Comet Shoemaker–Levy 9دنباله‌داری بود که در سال ۱۹۹۴ به درون سیاره مشتری مکیده شد و دانشمندان به این شهود 


رسیدند که قطعات سماوی در حین نزدیک شدن به یک جسم فوق العاده چگال به اجزاء خود و قطعات کوچکتر پراکنده و


جذب می شوند).


 وَحُمِلَتِ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُکَّتَا دَکَّةً وَاحِدَةً (سوره ۶۹: الحاقة 14).


و آسمان به لرزه در آمدهیَوْمَ تَمُورُ السَّمَاء مَوْرًا(سوره ۵۲: الطور -9) و جو پر آشوب زمین تحریک شدهإِذَا السَّمَاء


انفَطَرَتْ (سوره ۸۲: الإنفطار -1)و در شرف شکافته شدن قرار گیردوَإِذَا السَّمَاء فُرِجَتْ(سوره ۷۷: المرسلات -9)نهایتا 


تاب نیاورده و پاره و متلاشی شده إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ (سوره ۸۴: الانشقاق -1)و پس از انشقاق سست و بی رمق 


محو می گرددوَانشَقَّتِ السَّمَاء فَهِیَ یَوْمَئِذٍ وَاهِیَةٌ(سوره ۶۹: الحاقة 16)و زمین جرم خود را در خورشید یا سیاه


چال تخلیه کرده وَأَلْقَتْ مَا فِیهَا وَتَخَلَّتْ (سوره ۸۴: الانشقاق -4)و محو می گردد.


مسلما آنروز سخت و دهشتناک و عبوس خواهد بود... یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا /سوره ۷۶: الإنسان  10


تمامی فرازهای فوق حکایت اجزاء زمین و اقمار منظومه ی شمسی و سیارات درون منظومه ای و خورشید مرکزی در حین


اتفاقات دومینوئی لحظه ی السَّاعَة است. لذا صحبت از دریاها، جو و آسمان و کوههای زمین است همانطور که صحبت از 


اقمار و سیارات و خورشید منظومه ی شمسی ماست. و نه ستاره ای دیگر و نه منظومه ای دیگر.


پس الْکَوَاکِب به معنی سیارات درون منظومه ای قابل تعریف است و با این معنی در جایگاه آیه ی وَإِذَا الْکَوَاکِبُ


انتَثَرَتْ به تناسب موزونی قرار می گیرد. و تعریف معنی ستارگان برای الْکَوَاکِب ، کاملا ناموزون و غیر قابل فهم است.


از طرفی کدر شدن ستارگان می تواند دارای وجوه مختلفی باشد و لزوما این نیست که ستارگان دیگر در حین جان کندن 


منظومه ی شمسی کدر شوند.همچنان که در بالا توضیح دادیم که اتفاقات عظیمی که برای سطح زمین و کوهها و آب 


اقیانوسها می افتد آنچنان برآشفتگی بوجود می اورد که با ترزیق احجام عظیمی از غبار کوهها و رطوبت آبها ی بخار شده 


یاقیانوسی و لرزش و اشباع شدن جو زمین از غبار و بخار، به ناچار ستارگان از دید ناظر زمینی کدر به نظر آمده و لاجرم


محو می گردند! فلذا کدر دیده شدن ستارگان ارتباطی به سقوط و تلاشی آنها در حین السَّاعَة منظومه ی شمسی نخواهد 


داشت.


بله جایگاه معنی نجوم و کواکب یکسان نیست! همانطور که نمی توان نجوم را به سیاره معنی کرد، کوکب نیز به

 

معنی ستاره نیست. 

 

 در آیات فوق نیز به نوعی ارتباط کواکب را با زمین در منظومه ی شمسی ، احساس می کنیم.

 

الْبُرُوج


جالب است بدانید که ما در قرآن کریم، سوره ای بنام الْبُرُوج داریم. در قرآن کریم لفظ با ریشه ی برج، شش بار آمده است 


که سه آیه از آیات را با قطعیت می توان به آسمان نسبت داد که عبارتند از آیات ذیل:


وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ/سوره ۸۵: البروج -1                                                                   


سوگند به آسمان آکنده از برجهای بسیار .


وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِی السَّمَاء بُرُوجًا وَزَیَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِینَ / سوره ۱۵: الحجر -16


ما در آسمان برجهائی قرار دادیم، و آنرا برای بینندگان تزیین کردیم.


تَبَارَکَ الَّذِی جَعَلَ فِی السَّمَاء بُرُوجًا وَجَعَلَ فِیهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِیرًا / سوره ۲۵: الفرقان -61


جاودان و پر برکت است آن خدائی که در آسمانها برجهائی قرار داد، و در میان آن چراغ روشن و ماه نور بخشی آفرید.


و منظور از آیه ی ذیل نیز می تواند به کرات آسمانی اطلاق گردد، چرا که بعید نیست بشر بزودی پا در کرات و بروج آسمانی 


همچون مریخ و یا اقمار مشتری و زحل بگذارد. کما اینکه بروج می تواند در بردارنده ی معنی کرات سیاره ای کوچک، سیارکی و 


یا حتی اقمار آنها را داشته باشد.


أَیْنَمَا تَکُونُواْ یُدْرِککُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ کُنتُمْ فِی بُرُوجٍ مُّشَیَّدَةٍ.../ سوره ۴: النساء 78


 هر کجا باشید مرگ شما را می‏گیرد اگر چه در برجهای مرتفع و محکم باشید،...


از دیدگاه این مقاله الْبُرُوج می تواند هم معنی با الْکَوَاکِب و مترادف آن باشد.


إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْکَوَاکِبِ/سوره ۳۷: الصافات -6


ما آسمان دنیا(نزدیک/پائین) را با کواکب تزیین کردیم.


وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِی السَّمَاء بُرُوجًا وَزَیَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِینَ/ سوره ۱۵: الحجر -16


ما در آسمان برجهائی قرار دادیم، و آنرا برای بینندگان تزیین کردیم.

 

و میان سیارات منظومه ای خورشید و ماه است که منور و تابان اند./ وَجَعَلَ فِیهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِیرًا / سوره ۲۵: الفرقان -61

 

و الله اعلم.


   1       2       3       4       5       ...       31    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 115937


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 
/profile/6611845070/contact